پذيرش سايت > خارج از چارچوب > ارزانی خیال و واقعیت گرانی
جمع آوری امضا ، ادعایی که باید به آن عمل کرد
ارزانی خیال و واقعیت گرانی
1 آبان 1387 - مازيار سميعي - نسخه قابل چاپ
قیمت ها پایین نمی آیند، هر قدر هم که تلویزیون بر سرت فریاد بزند گرانی دروغ روزنامه ها است. در واقع تا وقتی که قیمت ها واقعا در حال پایین آمدن نباشند یقه درانی های تلویزیون اثری نخواهد داشت. نه فقط موجودات زنده، و نه حتی فقط پدیده های اجتماعی، که تصاویر هم در پی تناسلند، در پی تداومی استعلایی. تصویری که از تکرار خود باز بماند می میرد و تصویری که در چشم ها دوام بیابد خواهد بالید. مونالیزا و عکس مشهور چه گوارا نه تنها خود تکرار شده اند که الهام بخش و والد تصاویری دیگر نیز بوده و به این ترتیب از خود، یعنی از نقشی به روی سطح، فرا رفته اند. در نگاه چه گوارا و در لبخند مونالیزا رازی است که نمی توان بیانش کرد، تنها می توان در موردش حرف زد، اما همچنان رازی در آن نگاه و لبخند باقی می ماند و هم این است که تو گویی این تصاویر زنده اند.
واقعیتی که بدل به تصویر نشود در حد حقیقتی شهودی وشخصی باقی خواهد ماند. پس برای بیان، برای زبان و برای ادراک از تصاویر واقعیت استفاده خواهیم کرد. از آن جا که شناخت بی واسطه امر واقعی ممکن نیست، با نمادین کردن آن راه را بر فهمش می گشاییم. اما این نمادین شدن هیچ گاه تام و تمام نیست. برای بیان واقعیت گرانی از نرخ تورم و شاخص عمومی قیمت ها استفاده می کنند، شاخصی که حواسش به دستمزد روسپی جنوب شهر و قیمت خاویار طلایی نبوده و نیست و نمی تواند هم که باشد؛ کار شاخص دقیقا خلاصه کردن واقعیت در یک عدد است. به این ترتیب برای بیان گرانی هیچ وقت نمی توان لیستی از افزایش قیمت همه کالاها ارائه کرد. تو هیچ وقت به ساحت نمادین راه نمی یابی تا وقتی که تویی تو با تو است. تنها آن واقعیتی به تمامی تن به نمادین شدن می دهد که مرده باشد. مرده آن است که نامش نبرند، کسی که یک سنگ قبر نماد تمام و کمال او است.
تصویری اما که بر واقعیت منطبق نیست در ساحت خیال خواهد گنجید. این تصویر از هم گسیختگی ها را پنهان کرده ، بر خسران و نقصان ها سرپوش گذاشته و احساس یکپارچگی ایجاد می کند. ما آن چه می خواهیم، آن چه باید انجام دهیم را به خیال در می آوریم. خیال نقطه دیدی به واقعیت پیش رویمان می گذارد. نقطه دیدی که ضرورتا خوش خیالانه هم نخواهد بود. خوش خیالی و خوش باشی آن جایی است که بخواهیم خیال خود را در عرصه نمادین، تصویر واقعیت جا بزنیم. جایی که در عین بدبختی برای آن که دمی شاد شویم به خوشبختی وانمود کنیم. این شادی عملا خیانت به همان خیالی است که داشته ایم. تصور ارزانی شایسته احترام است، اما تظاهر به آن ثمری ندارد جز این که قیمت ها در آن بیرون، بی توجه به خیال ما به صعود سرسام آور خود ادامه دهند.
این که کدام قاب برای دیدن انتخاب می شود، این که کدام خیال برای پرواز خود آسمانی در ذهن بر می سازد مساله ایدئولوژی است. یعنی این که از کدام نظرگاه در اقتصاد می توان پدیده گرانی را رصد کرد و بیش از این، از کدام نظرگاه این پدیده یک مساله و معضل اقتصادی تلقی می شود؟ کمی جلوتر، این که کدام تصویر بر تصاویر دیگر چیرگی می یابد و از پس تناسل خویش بر می آید، این که نسبت میان تصویر و واقعیت، آن چه می بینیم و آن چه هست، چیست و چه باید باشد مساله ای معرفت شناختی پیش خواهد کشید. یعنی این که چگونه می توان گرانی را در اقتصادی بازشناخت؟
سوفسطاییان (و اخلاف آنان یعنی پراگماتیست ها) این مساله را از اساس بی اهمیت و بلاموضوع تلقی می کنند. از نظر آنان شناخت ممکن نیست، یا به عبارتی دقیق تر موانع بسیاری برای حصول معرفت وجود دارد و این معرفت حتی در صورت به دست آمدن قابل انتقال به غیر نیست. سوفسطاییان معتقدند که شناختی صحیح تر از شناخت های دیگر وجود ندارد چرا که ملاکی برای سنجش حقیقت در دست نیست و البته شاید بتوان شناخت و نظری بهتر یا کاراتر کسب کرد. این دیدگاه علیرغم ظاهر بنیان افکنش چیزی نیست جز تن دادن به همان چه هست. که همیشه پذیرش تصویر مسلط، بازگویی گفتار حاکم و قانع بودن به همان تکه نانی که برایت می اندازند برای خوردن کاری است ساده تر، کم هزینه تر و مقبولیت عام نیز خواهد داشت. تعیین تکلیف با مساله شناخت و برگزیدن قابی برای دیدن و تصریح آن جسارتی ناگزیر می طلبد.
خیال از ما دریغ شده و زمانه ای است که رویاها را هم به سرقت می برند. در حالی که مدام به پوشیدگی و خودداری تشویقمان می کنند خود به کار خودنمایی هماره اند. وقتی امکان حضور در عرصه نمادین سلب می شود، وقتی خیال سرکوب می شود و وقتی که مجال ارائه تصویر داده نمی شود عقده ای شکل می گیرد و چون گریزگاهی برای تخلیه این عقده به چشم بیاید دیوانه وار تخلیه خواهد شد. مطرودان و محذوفان عرصه نمادین رسمی میل بازنمایی خود را در مجاری غیر رسمی تعقیب می کنند و چون این میل تحقق نمی یابد، چون پیوسته سرکوب می شود و چون آن ها به حق عقده ای هستند این تعقیب میل بیمارگون خواهد بود. جا زدن خیال خود به جای تصویر واقعیت اسمی چنان ساده دارد که توصیفش محتاج وام گرفتن از روان کاوی هم نیست، این کار همان هذیان گویی است. به این ترتیب انبوه سایت ها و وبلاگ هایی به وجود آمده اند که هذیان می گویند، خیال خود را به واقعیت تحمیل می کنند.
کمپین یک میلیون امضا نیز اگر چه در طی دو سال فعالیت خود نتایج عملی بزرگی چون تحمیل خواست برابری به گفتارهای گوناگون را داشته است گاه بری از این آسیب نیست. اهمیت تصویر کمپین آن چنان است که وقتی شهرستانی جدید در آن فعال می شود وبلاگی به نامش به راه می اندازد و وقتی عده ای راه خود را از کمپین جدا می کنند سایت خود را هم از سایت کمپین جدا می کنند. کمپینی ها باید به این سوال پاسخ دهند که نسبت تصویرشان با واقعیت مبارزه شان چیست؟ شاید با جنگی رسانه ای، با چانه زنی در آن بالا، با ترفندها و شگردهایی که از زیرکی فرصت طلبانه بر می آید و یا حتی با تشبث به حشیش بتوان قانون را تغییر داد؛ این اما با تصویر نخستینی که کمپین از خود ارائه کرده و بر آن پای فشرده است سازگار نیست. اگر غالب فعالان کمپین هنوز مشی پیشین خود را صحیح می دانند و کمپین برایشان مبارزه ای مردمی و از پایین برای تغییر قانون است هر چه بیشتر باید به همان چه که ادعایش را دارند بپردازند، یعنی به جمع آوری امضا؛ که بدون امضاهای فراوان و بحث های گسترده با مردم، دمیدن در حباب خیالی کمپین ثمری جز ترکیدن نخواهد داشت. برای نترکیدن باید واقعا بزرگ بود.
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
فضاي باز انتخاباتي؛ واقعيت يا توهم
به چالش كشيدن سركوبگري
دو دقیقه شرمساری که پاکستان را به لرزه انداخت
اعتقادات مذهبی شهروندان و بی حرمتی حاکمیت مدعی مذهب به آن ها
مقاومت نمادین چند فعال اجتماعی
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
درباره کمپین
|
گفت و گو
|
کتابخانه
|
گزارش كمپين
|
اخبار
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
راوی زن است
|
تاریخ شفاهی
|
ویژه
|
خارج از چارچوب
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
نفیسه آزاد، بیگرد ابراهیمی
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
| English
|