پذيرش سايت > اخبار > ما می خواهیم که زنده بمانی
ما می خواهیم که زنده بمانی
7 تیر 1389 - - نسخه قابل چاپ
تغییر برای برابری - سایت ها را می گردیم، از لحظه ای که خبر را شنیده ایم سایت ها را به دنبال اسمت به دنبال نشانی از تو می گردیم که نشانی، کم پیدا ست ، مثل رد پاهایت روی برف روزی که از خانه فرار کردی و هجده ساله بودی که لابد توی برف گم می شده اند یا روی سنگلاخ کوه یا زیر تابش آفتاب در دشت که نمی دانم چه فصلی بوده، فصل رفتنت را انگار اما رقم می زنند که تابستان باشد، می گردیم باز که نشانه هایت را کنار هم بچینیم ببینیم محارب خدا چه شکلی بوده، چه کرده در کدام دادگاه به کدام نشانی، محاربه اش ثابت شده باز هم رد پایت گم شده، رد پایت حتی در دادگاه هم نیست که چند دقیقه ای بیشتر مهمانش نبوده ای که لابد محاربه از قیافه ات می باریده و نیازی به اثبات نداشته. پدرت صدایش لرزیده وقتی که گفته تو موقع فرار سواد نداشتی ، با دست های هجده ساله ات کار خانه می کردی، مثل هزاران زن بی نشانی دیگر، تو هم بی نشان بودی، پی نشان یافتن به کوه زدی یا چه؟ نمی دانم اما امروز هم که قرار گذاشته اند تا طناب دار زندگی 27 ساله ات را پایان دهد هنوز نشانی از تو نیست.
هیچ کس وکیل تو نیست، آنکه بنا را بر ناپدید کردن تو از حیات گذاشته، نشانه هایت را پاک کرده اند، اجازه نداده اند حتی وکیلی که خواسته ای دستش به پرونده تو برسد، هیچ ردپایی به تو نمی رسد، نوشته اند فعالیت تبلیغی می کرده ای، نوشته اند در راه خانه ات دستگیر شده ای وقتی می خواستی به روستایی در ماکو بروی ، همانجا که روزی از آن گریختی، کجایی دختر؟ محاربه ات با خدا بود یا با زندگی که در آن برایت نشانه ای نبود، محاربه ات با سرنوشتت بود؟ زندگیت ردپاهای شیرین را به خاطر می آورد، شیرین که ردپای آخرش در بهار جاودانه شد، شیرین که می خندد از درون قاب عکس.
ما می خواهیم که تو زنده بمانی، می خواهیم که نشانی هایت کامل شوند، می خواهیم نبرد تو با زندگی و سرنوشت زنانی که محکوم به بی سوادی بودند ، برگ آخرش چوبه ی دار نباشد، ما می خواهیم همه قوای زنانه ات را به کار گیری، زنده بمان زینب! زنده بمان و به روستایت بازگرد، این بار نه در حکم زنی بی سواد و جارو به دست با کوهی از آرزوهای برآورده نشده، بازگرد با شیپور تغییر.
ما می خواهیم که تو زنده بمانی، ما می خواهیم که اعدامت نکنند، می خواهیم که تو و همه ی زنان آن روستای کوچک دوباره امید به زندگی را احساس کنند، زینب ما با تو می مانیم تا آخرین لحظه، هرچند که دستمان خالی است و دل هایمان دل دل نتوانستن می کند، از همه ی سازمان های داخلی و بین المللی حقوق بشری که جان دختر 27 ساله برایشان مهم است، از قاضی آخر، آخری نفری که می تواند مانع مرگ تو شود، می خواهیم ما را در رسیدن به آرزویمان کمک کنند، ما می خواهیم که زنده بمانی زینب جلالیان.
ارسال به
بالاترین
،
توییتر
،
فریندفید
،
فیسبوک
در همين بخش :
اتحادیه اروپا خواستار آزادی شیوا نظرآهاری شد
با تصويب مجلس؛ زوجين مبتلا به بيماري خطرناك حق بچه دار شدن ندارند
لاريجاني مواد 22، 23 و 24 لايحه حمايت از خانواده را برای بررسی مجدد به كميسيون حقوقي برگرداند
لايحه حمايت از خانواده را به راي بگذاريد تا ببينيد 90درصد زنان مخالف هستند
نرگس محمدی : کمپین فرا تر از تبعیض حقوقی علیه زنان، خلق را ه و روشی فرا روی بشر است
ديگر بخش ها :
طرح یک میلیون امضا
|
مقالات
|
سایت نوشته ها
|
درباره کمپین
|
گفت و گو
|
کتابخانه
|
گزارش كمپين
|
اخبار
|
علیه سکوت
|
كوچه به كوچه
|
نامه های شما
|
گزارش ویژه
|
گفتگو با اعضا
|
ویژه سالگرد کمپین
|
تصویر برابری
|
دل آرام علی
|
تریبون
|
راوی زن است
|
تاریخ شفاهی
|
ویژه
|
خارج از چارچوب
|
کمپین در شهرها
|
کمپین در بند
|
صدای تغییر
|
ویژه 22 خرداد
|
لایحه حمایت از خانواده
|
گالری
|
عشا مومنی
|
امیر یعقوبعلی
|
خدیجه مقدم
|
راحله عسگری زاده و نسیم خسروی
|
پروین اردلان،جلوه جواهری، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز
|
زینب پیغمبرزاده
|
سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز و همایون نامی
|
احترام شادفر
|
نسیم سرابندی زاده،فاطمه دهدشتی
|
وبلاگ مهمان
|
پرونده خرم آباد
|
نفیسه آزاد، بیگرد ابراهیمی
|
مریم مالک
|
پرستو اللهیاری
|
مهرنوش اعتمادی
|
سمیه رشیدی
| English
|